رئیس مرکز پژوهشهای اتاق ایران، با اشاره به اهمیت رویکرد آیندهنگری در پیگیری مسائل ایران، گفت: تابآوری صرفاً مقاومت در برابر تهدیدات نظامی و امثال آن نیست؛ تابآوری، عبارت است از سازوکاری که بتواند خود را اصلاح کرده، نوسازی کند و بدون فروپاشی در مواقع نیاز تغییر کند.
عیسی منصوری، در همایش آیندهنگری و تابآوری بنگاههای اقتصادی، ادامه داد: اینجاست که مسئولیت نخبگان آغاز میشود. تمدنها زمانی پایدار میمانند که نخبگان بتوانند خود را بازتولید کنند. اما زمانی که قوانین بازی پیشبینیناپذیر شود، فرسایش آغاز میشود و به نتیجه نمیرسیم.
او با تأکید بر اینکه مسئولیت اصلی ما کاهش نااطمینانی نهادی است، اظهار کرد: در جامعهای که نااطمینانی وجود دارد سرمایهگذاری مالی و نیروی انسانی، اتفاق نمیافتد.
منصوری افزود: باز کردن مسیر نخبگان وظیفه بعدی است. انسداد مسیر نخبگان از ورود خلاقیت و انرژی نخبگان و نسلهای تازه در تصمیمگیریها مانع میشود. باید تلاش کنیم این مسیر باز بماند.
او ادامه داد: تفکیک حوزه رقابت اقتصادی از دسترسی سیاسی وظیفه مهم دیگر ما است. اقتصادی که در آن موفقیت تابع کارآمدی نباشد، رشد و توسعهای نخواهد داشت. مراقبت از ایران یعنی مراقبت از سلامت قواعد رقابت. همچنین برخورداری از نگاه شبکهای به سرمایه انسانی، نکته مهم دیگر است. ما باید به سمت تقویت شبکه ایرانیان داخل و خارج از کشور حرکت کنیم و از ایجاد تعارض و انشقاق میان آنها جلوگیری کنیم.
رئیس مرکز پژوهشهای اتاق ایران، گفت: تابآوری به معنای حفظ ظرفیت اصلاح است. جامعهای که بتواند به دور از شوکهای سخت خود را بازیابی کند میتواند ادامه دهد. تابآوری تعهد به این است که منافع و پایداری بلندمدت را فدای منافع کوتاهمدت نکنیم. آینده ایران وابسته به انتخابهای ماست. اینکه میخواهیم به سمت انسداد برویم یا نوسازی.
پنج سال عدم قطعیت در پیش است؛ بنگاهها باید خود را با نظم جدید جهانی تطبیق دهند
رحمان قهرمانپور، پژوهشگر ارشد مطالعات استراتژیک خاورمیانه نیز با ترسیم تصویری از تحولات سیاست بینالملل، تأکید کرد: جهان در دورهای پرخطر گذار از نظم قدیم به نظم جدید قرار دارد؛ دورهای که با عدم قطعیت مستمر حداقل تا پنج سال آینده همراه خواهد بود.
قهرمانپور با اشاره به تضعیف نظم لیبرال پس از جنگ جهانی دوم و تشدید این روند در سالهای اخیر، گفت: نظم جدید هنوز شکل نگرفته و فاصله میان این دو نظم، معمولاً پرریسکترین مقطع در سیاست بینالملل است. هرچند اجماع غالب بر این است که جنگ بزرگی میان آمریکا و چین رخ نخواهد داد، اما جنگهای محدود و بحرانهای منطقهای افزایش خواهد یافت و کشورهای کوچکتر ممکن است قربانی رقابت قدرتهای بزرگ شوند.
او با اشاره به وجود بیش از ۲۰ بحران فعال ژئوپلیتیکی در جهان، افزود: حتی در سناریوهای خوشبینانه نیز نباید انتظار بازگشت سریع ثبات در سیاست بینالملل را داشت.
تغییر الگوی تجارت و بازگشت حمایتگرایی
به گفته قهرمانپور، یکی از پیامدهای اصلی این گذار، تغییر الگوی تجارت جهانی است. الگوی تجارت آزاد مبتنی بر اجماع واشنگتن، در حال حرکت به سمت حمایتگرایی، تعرفهها و توافقهای دوجانبه است. هرچند تجارت آزاد بهطور کامل از بین نخواهد رفت، اما روند غالب جهانی، فاصله گرفتن از نظام لیبرال تجاری است؛ موضوعی که مستقیماً بر آینده بنگاههای اقتصادی اثر خواهد گذاشت.
صنعتیشدن مجدد و نقش کلیدی انرژی
او دومین روند مهم جهانی را صنعتیشدن مجدد دانست و گفت: برخلاف دهههای گذشته که اقتصاد خدمات و سرمایهداری مالی غالب بود، اکنون کشورهای بزرگی مانند آمریکا، چین، آلمان و ژاپن بهطور جدی به صنعت بازگشتهاند. محرک اصلی این روند، هوش مصنوعی است که وابستگی شدید به برق و انرژی ایجاد کرده و به همین دلیل، بازار انرژی و فناوریهای ذخیرهسازی بهویژه باتریها اهمیت راهبردی یافتهاند.
قهرمانپور افزود: در دهه آینده، مصرف برق مراکز داده هوش مصنوعی معادل مصرف برق ژاپن خواهد بود و این موضوع، انرژی را به یکی از پیشرانهای اصلی رقابت جهانی تبدیل میکند.
هوش مصنوعی؛ فناوری تعیینکننده قدرت آینده
به گفته این پژوهشگر، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به فناوریای با نقشی مشابه انرژی هستهای پس از جنگ جهانی دوم است. کشورهایی که زودتر به این فناوری مسلط شوند، قدرت آینده را در اختیار خواهند داشت. در حال حاضر، رقابت اصلی میان آمریکا و چین شکل گرفته و در بسیاری از فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی، چین از آمریکا پیشی گرفته است.
بازتاب تحولات جهانی در منطقه
قهرمانپور با اشاره به سطح منطقهای تحلیل خود گفت: حوزه خلیج فارس در حال تبدیل شدن به قطب جدید تجاری و توسعهای است و کشورهایی مانند امارات، عربستان و قطر، موتور رشد خاورمیانه در دهههای آینده خواهند بود. افزایش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، مزیت برق ارزان و توسعه زیرساختهای انرژی، فرصت جهش این کشورها را فراهم کرده است.
او همچنین به پیامدهای بلندمدت تغییرات اقلیمی در خاورمیانه اشاره کرد و هشدار داد بخشهایی از منطقه و ایران در دو دهه آینده ممکن است غیرقابل زیست شوند. از دیگر روندهای مهم منطقهای، به گفته او، بازسازی سوریه و تقویت منطقهگرایی در آسیای مرکزی و قفقاز در چارچوب کریدور میانی است؛ روندی که مورد توجه قدرتهای جهانی قرار گرفته است.
چشمانداز داخلی؛ تداوم فشارها و چالشها
قهرمانپور در بخش پایانی سخنانش، به وضعیت داخلی ایران پرداخت و گفت: تداوم ناکارآمدی در حل مشکلات اقتصادی، کمبود منابع ارزی، تشدید تحریمها، تأثیر اعتراضات بر زنجیرههای تأمین، کاهش منابع رانتی و افزایش مهاجرت نیروی کار متخصص از مهمترین روندهای پیشروی اقتصاد کشور است.
در سطح بنگاهها نیز، او به مشکل تخصیص ارز، کاهش یارانهها، اهمیت ایمنی شرکتها و ضرورت آمادگی برای مدیریت شرایط بحرانی مستمر اشاره کرد و تأکید کرد: این وضعیت عدم قطعیت، مقطعی و کوتاهمدت نیست و بنگاههای اقتصادی باید خود را برای چند سال آینده پرنوسان آماده کنند.
اقتصاد ایران در بحران نیست، در تعلیق مزمن است
حسین عبدهتبریزی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با تمرکز بر مفهوم «اقتصاد معلق» هشدار داد که اقتصاد ایران نه با یک بحران مقطعی، بلکه با وضعیتی پایدار، فرسایشی و عادتپذیر مواجه شده است؛ وضعیتی که در صورت تداوم، به یک New Normal بد تبدیل میشود.
او با تأکید بر اینکه «اقتصاد ایران سقوط نکرده، اما در حال قفلشدن تدریجی است»، گفت: خطر اصلی نه صرفاً بد بودن شرایط، بلکه عادتکردن دولت، فعالان اقتصادی و جامعه به این وضعیت بد است؛ وضعیتی که دیگر موقتی تلقی نمیشود و همین امر، اصلاحات را به تعویق میاندازد.
به گفته این اقتصاددان، در بحرانهای کلاسیک فرض بر این است که شوکی رخ میدهد و پس از مدتی شرایط به وضعیت عادی بازمیگردد؛ اما در اقتصاد ایران، با تعلیق وضعیت عادی مواجهایم. اگر این تعلیق طولانی شود، دیگر نمیتوان از «بحران» سخن گفت، بلکه با یک تعادل بد، پایدار و فرسایشی روبهرو هستیم.
عبدهتبریزی برای توضیح این وضعیت، به مثالهای اجتماعی اشاره کرد و گفت: همانطور که جامعه به برخی محدودیتها عادت میکند و آنها را بهعنوان وضعیت عادی میپذیرد، در اقتصاد نیز فعالان اقتصادی رفتار خود را با همین شرایط تطبیق میدهند؛ در نتیجه، حتی سیاستگذار نیز تصمیمهای خود را بر مبنای تداوم این وضعیت تنظیم میکند.
به اعتقاد او، تداوم تعلیق، یک تله ریسک بالا ایجاد میکند؛ ریسکهایی که عمدتاً ماهیت سیاسی–امنیتی دارند و افق تصمیمگیری را مخدوش میکنند. در چنین فضایی، بنگاهها بهجای توسعه، وارد منطق بقا میشوند: حفظ وضع موجود و نگهداشت حداقلی نیروی کار.
او با اشاره به نمونههای تاریخی مانند لبنان پس از ۲۰۱۹، اوکراین پیش از جنگ، ونزوئلا و آرژانتین توضیح داد که این کشورها نیز نه با فروپاشی ناگهانی، بلکه با تعلیق مزمن، فرسایش تدریجی و سقوط اعتماد مواجه شدند. تفاوت ایران با این کشورها، به گفته او، در این است که هنوز ظرفیتهای اقتصادی و انسانی بالاتری وجود دارد؛ ظرفیتهایی که تنها در صورت شکستهشدن تعلیق فعال میشوند.
در بخش دیگری از سخنرانی، عبدهتبریزی به تمایز میان ریسک و نااطمینانی پرداخت و گفت: در شرایط ریسک، احتمالها معلوماند و میتوان آنها را محاسبه، قیمتگذاری و حتی بیمه کرد؛ اما در نااطمینانی بنیادین، احتمالها نامعلوماند، تجربه گذشته راهنما نیست و امکان قیمتگذاری وجود ندارد.
به گفته او، اقتصاد بازار با ریسک کنار میآید، اما در برابر نااطمینانی بنیادین فلج میشود. در چنین شرایطی، تصمیم عقلایی اغلب نه اقدام، بلکه صبر و تعویق تصمیمگیری است.
خاموشی «Animal Spirits» و فروپاشی سرمایهگذاری
عبدهتبریزی با ارجاع به نظریه جان مینارد کینز، تأکید کرد: تصمیمگیری اقتصادی صرفاً حاصل محاسبات ریاضی نیست. آنچه سرمایهگذاری را ممکن میکند، ترکیبی از اعتماد، روایت آینده و جرأت عمل است؛ مفهومی که کینز از آن با عنوان Animal Spirits یاد میکند.
او افزود: در شرایط نااطمینانی بنیادین، این انگیزه غریزی خاموش میشود. مسئله این نیست که سرمایهگذار نمیداند پروژه سودآور است یا نه؛ مسئله این است که جرأت عمل ندارد. به همین دلیل، حتی سیاستهای اقتصادی درست نیز در چنین فضایی کارایی خود را از دست میدهند.
عبده تبریزی با اشاره به تجربه آمریکا در بحران ۲۰۰۸ و ژاپن پس از بحرانهای مالی، توضیح داد که در شرایط نااطمینانی، حتی با نرخ بهره نزدیک به صفر، وامدهی و سرمایهگذاری انجام نمیشود؛ پدیدهای که بیش از آنکه پولی باشد، ماهیت رفتاری دارد.
در ادامه عبدهتبریزی به مفهوم تعلیق نهادی پرداخت و گفت: در این وضعیت، مسئله این نیست که سیاستگذار مشکلات را نمیشناسد؛ بلکه هزینه سیاسی اصلاحات بسیار بالاست و افق آینده نامعلوم است. در نتیجه، تصمیمهای پرهزینه به آینده موکول میشوند و بهترین تصمیم سیاسی، «تصمیم نگرفتن» تلقی میشود.
او به تعویق اصلاحات ساختاری، از جمله اصلاح نظام یارانهای، نظام بانکی و صندوقهای بازنشستگی اشاره کرد و گفت: این تعویقها باعث انباشت مسئله و غلبه تصمیمهای کوتاهمدت و مسکنوار میشود؛ وضعیتی که نااطمینانی را از کانال انتظارات وارد اقتصاد میکند.
به گفته او، در اقتصادهای پرریسک، بازار ارز سریعترین بازتابدهنده انتظارات است. در شرایط نااطمینانی، فعالان اقتصادی به داراییهایی پناه میبرند که نقدشوندگی بالاتری دارند و از شوکها مصونترند؛ ازاینرو، کنترلهای اداری بازار ارز بدون اصلاح انتظارات، راهحل پایداری ایجاد نمیکند.
او در پایان تأکید کرد: اقتصاد ایران نه با کمبود منابع، بلکه با کمبود افق، اعتماد و انگیزه عمل مواجه است. تا زمانی که تعلیق شکسته نشود و آیندهای قابل تصور شکل نگیرد، هیچ سیاست اقتصادی ولو سیاستهای درست بهطور مؤثر عمل نخواهد کرد.
تأکید بر نقش دانایی در تابآوری بنگاههای اقتصادی
مجتبی امیری، رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران نیز با طرح این پرسش که «اقتصاد زیرساخت است یا مدیریت»، تأکید کرد: اقتصاد حتی اگر زیرساخت تلقی نشود، از زیرساختها قابل تفکیک نیست.
امیری با اشاره به شتاب تحولات محیطی گفت: بنگاهها راهی جز مواجهه با تغییر ندارند و باید یا خود را با آن منطبق کنند یا در صورت غیرمفید بودن، تغییرات را در جهت منافع خود به کار بگیرند.
به گفته او، ادبیات جدید تابآوری به مفهوم «شکنندگی» رسیده و این امر مستلزم کنشگری فعال و فوق فعال افراد و سازمانهاست. او آیندهنگری را مکمل تابآوری دانست و تصریح کرد: آیندهپژوهی شرط تداوم و بقاست.
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران با بیان اینکه تابآوری و آیندهنگری بدون دانایی ممکن نیست، یکی از چالشهای اصلی کشور را «توهم دانایی و تصور توانایی» عنوان کرد و افزود: پیشرفت کشورهایی که امروز موفقاند، مبتنی بر علم، فن و فناوری است.
او در پایان، کسب دانایی و معرفت را مسیر توانمندسازی دانست و ابراز امیدواری کرد: ایران بتواند بار دیگر به آگاهی تاریخی و ظرفیتهای واقعی خود اتکا کند.
شکلگیری تصور تضعیف ایران
کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل، هم با بیان اینکه تصور تضعیف موقعیت ایران از سمت غرب بعد از جنگ 12 روزه وجود دارد، افزود: با ضربهای که به سایتهای هستهای ایران وارد شد، اهرم مهمی از دست ما در مذاکرات خارج شده است.
او با بیان اینکه متاسفانه افکار عمومی دنیا در آمریکا و غرب واکنشی در قبال حمله و جنگ علیه ایران نداشتند، ادامه داد: اعتراضات اخیر در داخل کشور هم به شکلگیری این تصور از ایران دامن زده است. در پرتو تصور تضعیف ایران، با تندتر شدن مواضع دولت ترامپ، تهدید نظامی و اضافه شدن مسائل موشکی، منطقهای و شرایط داخلی به مذاکرات مواجه شدهایم.
احمدی با بیان اینکه به نظر میرسد، تغییر رژیم در دستور کار آمریکا نباشد، ادامه داد: دلیل آن این است که بیثباتی در ایران به بیثباتی در تمام منطقه منجر خواهد شد و تنها آمریکاست که باید هزینه این بیثباتی را بپردازد.
او با اشاره به نقاط قوت ایران، ادامه داد: بازدارندگی موشکی ایران همچنان قابل اعتناست و در جنگ 12 روزه با وجود لایههای مختلف دفاعی، بیش از 80 موشک ایران به نقاط مختلف اسرائیل اصابت کرد که اتفاق مهمی است.
احمدی با بیان اینکه پرهیز از منطقهای شدن جنگ، بازدارندگی نفت و نگرانی از افزایش قیمتها و تهدید به بستن تنگه هرمز از دیگر نقاط قوت ایران است، افزود: غنیسازی و راهحلهای بینابینی برای آن (غنیسازی نزدیک به صفر، تعلیق و کنسرسیوم) محتملترین سناریوها در مذاکرات به نظر میرسند.
دیدگاه خود را بیان کنید