تعاون؛ میدان واقعی مشارکت مردم

۱۳ شهریور، روز تعاون، فرصتی است برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های اقتصاد ایران؛ ظرفیتی که اگر از سطح شعار و مناسبت فراتر رود، می‌تواند به یکی از پایه‌های اقتصاد مردمی و عدالت اقتصادی تبدیل شود.

تعاون در منطق اقتصادی خود، چیزی فراتر از تشکیل چند شرکت و بنگاه اقتصادی است. تعاون یعنی مردم، خود صاحبان بخشی از اقتصاد باشند؛ سرمایه‌های کوچک در کنار یکدیگر قرار گیرند، قدرت اقتصادی میان تعداد بیشتری از افراد توزیع شود و سود و فرصت‌های اقتصادی به جای تمرکز در دست گروهی محدود، میان اعضای جامعه گردش کند.

اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین رویکردی نیاز دارد. در شرایطی که تحریم، محدودیت‌های مالی، تورم و دشواری‌های تولید، فشار قابل توجهی بر اقتصاد کشور وارد کرده است، نمی‌توان تمام بار رشد اقتصادی و اشتغال را بر دوش دولت گذاشت. مردم باید از مصرف‌کننده و دریافت‌کننده خدمات اقتصادی، به تولیدکننده، سرمایه‌گذار و صاحب بنگاه تبدیل شوند.

به تعبیر امام شهید (رض) یکی از چیزهایی که می تواند جلوی این بی عدالتی را به شکل منطقی و اصولی سد کند، همین کار تعاونی است. به همین خاطر است که من به تعاون اعتقاد دارم؛ نه از باب این است که دنیا تعاون را پذیرفته، یا فرضاً فلان کشورها تعاون می کنند؛ ... از این باب است که من می بینم در این وضعی که متأسفانه گرفتارش هستیم، تعاون در کشور ما می تواند سرانگشت گره گشایی باشد.به نظر من، یکی از راه حل ها و اساسی ترین و منطقی ترین و بنیادی ترین کارهایی که می تواند در این کشور برای استقرار عدالت انجام بگیرد، «تعاون» است. این یک بعد، قضیه است و خوشبختانه بعد دیگر قضیه هم این است که همین تعاون می تواند کشور را ـ به‌خصوص امروز ـ از لحاظ اقتصادی هم نجات بدهد.

بخش تعاون می‌تواند حلقه اتصال سرمایه‌های خرد مردم با فعالیت‌های مولد باشد. اگر یک میلیون نفر سرمایه‌های اندک خود را به شکل سازمان‌یافته و شفاف کنار یکدیگر قرار دهند، قدرت اقتصادی قابل توجهی شکل می‌گیرد؛ قدرتی که می‌تواند در تولید، مسکن، کشاورزی، خدمات، فناوری و حتی صادرات به کار گرفته شود.

اما واقعیت این است که تعاون در کشور هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارد. بوروکراسی، ضعف مدیریت برخی تعاونی‌ها، نبود شفافیت کافی، دشواری تأمین مالی، ضعف آموزش و گاهی نگاه دولتی به تعاونی‌ها از جمله موانعی هستند که باید جدی گرفته شوند.

تعاونی موفق، تعاونی‌ای نیست که صرفاً از حمایت دولت برخوردار باشد؛ بلکه تعاونی‌ای است که اعتماد اعضا را جلب کند، مدیریت حرفه‌ای داشته باشد، شفاف عمل کند و بتواند در بازار رقابت کند. دولت نیز به جای تصدی‌گری، باید بیشتر نقش سیاست‌گذار، تسهیل‌گر و ناظر را ایفا کند.

از سوی دیگر، فناوری‌های نوین و اقتصاد دیجیتال فرصت تازه‌ای برای تعاون ایجاد کرده‌اند. امروز می‌توان با استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال، سرمایه‌های خرد، تولیدکنندگان کوچک و مصرف‌کنندگان را به یکدیگر متصل کرد و شکل‌های جدیدی از تعاون را پدید آورد؛ تعاونی‌هایی که الزاماً محدود به یک ساختمان یا یک شهر نیستند و می‌توانند در مقیاس ملی و حتی بین‌المللی فعالیت کنند.

روز تعاون نباید فقط روز تقدیر از تعاونی‌ها باشد؛ باید روز پرسش از آینده تعاون نیز باشد. آیا توانسته‌ایم سهم واقعی مردم را در اقتصاد افزایش دهیم؟ آیا سرمایه‌های خرد را به سمت تولید هدایت کرده‌ایم؟ آیا جوانان را با الگوی تعاون مدرن آشنا کرده‌ایم؟ و آیا تعاونی‌ها توانسته‌اند به بنگاه‌هایی رقابت‌پذیر، شفاف و دانش‌بنیان تبدیل شوند؟پاسخ به این پرسش‌ها، مسیر آینده بخش تعاون را مشخص خواهد کرد.

اقتصاد مردمی بدون حضور واقعی مردم در عرصه تولید و سرمایه‌گذاری شکل نمی‌گیرد و تعاون یکی از عملی‌ترین سازوکارهای تحقق این مشارکت است.

۱۳ شهریور، فرصتی است برای آنکه تعاون را یک راهبرد اقتصادی برای توزیع فرصت، تقویت تولید، ایجاد اشتغال و مشارکت واقعی مردم در ساختن اقتصاد کشور ببینیم.

تعاون، زمانی موفق است که مردم را از تماشاگر اقتصاد به بازیگر اصلی آن تبدیل کند.

دیدگاه خود را بیان کنید

0 دیدگاه